تَکوین


آخرین نظرات

σκασίλα: قصه تمام شد...

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۰۷ ب.ظ


  • Travis Travis

قلم خشکید به آنچه بودنی بود.

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۱۵ ب.ظ


  • Travis Travis


  • Travis Travis

...Fragile

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۰۴ ب.ظ

تنها متاسف نیستم برای خودم. به شدت غمگینم از اینکه ذره ای نمیفهمم، ذره ای توان همدلی نمیدانم و بلد نیستم، ذره ای همدردی و... بعد انتظار داری آدم باشی؟ چه رسد دوست و دوست صمیم و رفیق شفیق و... چقدر غمگینم...

دانستن کافی نیست باید بلد بود و من هیچ... از صدت غم نفسم مشرف به موت است ...

For all those born beneath an angry star

Lest we forget how fragile we are


On and on the rain will fall

Like tears from a star, like tears from a star

On and on the rain will say

How fragile we are, how fragile we are


On and on the rain will fall

Like tears from a star, like tears from a star

On and on the rain will say

How fragile we are, how fragile we are

How fragile we are, how fragile we are.... 

  • Travis Travis

!Θάλαττα! θάλαττα: در جایی که دیگر نیست...

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ق.ظ


  • Travis Travis

بیآ که دَمْ به دَمَتْ یاد می‎رَوَد...

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۴ ب.ظ

 بُعد: چند روز میشود یک ماه؟ چهار هفته، سی روز ... ؟ نمیدانم. لابُد بستگی دارد در نیمکره شِمالی باشیم یا جِنوبی، تقویممان میلادی باشد یا قمری یا خورشیدی و...   چه میگویی از روزهایی که تک تکِ لحظات‎اش یک ماه بود. و این ساعات و روزها و ماه‎ها، مثلِ همان زمانی است که در کُتُبِ مقدّس یافت میشود... هر ثانیه شاید هزاران سال... 
غیاب:‌ چهارمین پنجشنبه بود و با خودم عهد کرده بودم  زمین به آسمان هم برسد باید بیایم تا نشود یک ماه از ندیدنش. مثلِ همیشه با تمام مشغله و گرفتاریها آمد.

حضور: سه ساعت کمتر شاید. 

 هوا، لباسها، بدن، اُتاق، حیاط، پله‎ها، فضا، زمان، خاطره، رؤیا، بیداری، حتّی زخمهای ناسورِ درد و آلامِ جان... باز همه جا این بویِ آشنای صمیمی... 


اگر بغض نداشتم برایش می‎خواندم:


 قبل أن تُصبحی حبیبتی

 کانَ هناکَ أکثرُ من تقویمٍ لحساب الزَمَنْ.

 کان للهُنُود تقویمُهُمْ،

 وللصینیِّنَ تقویمُهُم،

 وللفُرْسِ تقویمُهُمْ،

 وللمصریِّینَ تقویمُهُم،

 بعدَ أن صرتِ حبیبتی

 صارَ الناس یَقُولون:

 السنةُ الألفُ قبل عَیْنَیْها

 والقرنُ العاشر بعد عَیْنَیْها...


  پیش از اینکه محبوبم شوی

 چندین تقویم برای محاسبهء زمان وجود داشت

 هندیان تقویمی داشتند،

 چینینان تقویمی داشتند،

 و پارسیان نیز تقویمی،

 و مصریان نیز تقویمی داشتند...

 بعد از اینکه محبوبم شدی

  نحوهء سخن گفتن مردمان چنین شد:

 

  سالِ هزار قبل از چشمانِ تو

  قرنِ دهم بعد از چشمانِ تو...

  • Travis Travis

σκασίλα: قصه‌ای برای گفتن ندارد...

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۵۷ ب.ظ


  • Travis Travis

روزها سوزد دلت زان سوزها...

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ب.ظ


  • Travis Travis
כָּל־הַדְּבָרִ֣ים יְגֵעִ֔ים לֹא־יוּכַ֥ל אִ֖ישׁ לְדַבֵּ֑ר לֹא־תִשְׂבַּ֥ע עַ֙יִן֙ לִרְאֹ֔ות וְלֹא־תִמָּלֵ֥א אֹ֖זֶן מִשְּׁמֹֽעַ:

  • Travis Travis

چهار یازده

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ب.ظ

גַּ֛ם אִם־יִשְׁכְּב֥וּ שְׁנַ֖יִם וְחַ֣ם לָהֶ֑ם וּלְאֶחָ֖ד אֵ֥יךְ יֵחָֽם:

  • Travis Travis

The Sea, The Sea

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ب.ظ

ازین سالها چیز زیادی در خاطرم نیست‌؛ "نزدیک‌ترین خاطره‌ام، خاطره‌ی قرنهاست". آخِرین سالها را سعی می‌کنم به‌یاد بیاورم و تصویر مبهمی مثل دریایی که در مِه غرق شده است، به یادم میآید. روزهایی که می‌دانست و می‌دانستم با اینکه تازه اندکی از پنجاه گذشته بود ولی نمیماند. وقتی که خودش گفت، دلم...‌؛ آن روزها  آرام بود یا نبود؟ مهم نبود، کسانی را دوست داشت...  وقتی که رفت، او هم یک‌سال بیشتر نماند. احساس می‌کرد دلش شکسته است، و دلِ شکسته‌اش بیتاب شد و یک روز خاموش شد...

ح، و، ژ

  • Travis Travis