تَکوین


دنبال کنندگان ۱۰ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۲۰ اسفند ۹۶، ۲۲:۵۷ - سوده
    ممنون

تهران-مشهد: رعشه‌ی درد

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۴۳ ق.ظ

بامداد بود، مسافر بودم و تب داشتم/دارم، ولی به مهتاب هم دشنامی ندادم. مسیر همه ماه بود: بزرگ، شفاف، روشن، خنک، زرد و درخشان؛ از زمین زخم می‌بارید،  هوا همه محنتی چسبناک و لزج، نَفَسْ همه اضطراب و بیقراری و دل‌آشوبه: استخوانم جوانه می‌زد، جوانه‌ها همه مرده. بر زمینی که تابِ ایستادنم نیست "بُراده‌ی الماس و رعشه‌ی درد"، هر قدم سفری جانکاه، انگار دردی ابدی در پاهایم بیضه کرده باشد، انگار رنجی تمام ناشدنی در جانم خانه کرده باشد...

  • Travis Travis

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی